سر یه سفره شلوغ و بزرگ میشستیم و توی گرمای دورهمی دلمون برای نوشابه تگری وسط سفره قنج میرفت از روی دو نفر رد میشدیم تا دستمون بهش برسه یکی هم از اون طرف سفره میگفت: « بی زحمت دوغ رو دست به دست کنین بیاد اینور!» خنکیها قصهی همین خاطرههای دوست داشتنی هستن؛ همون جرعهای که وسط گرمای غذا و دورهمی حسابی میچسبه.